تبلیغات
.:: عــــــهــــــد ::. - من چای می ریزم گناهم رابریزی
 
 
من چای می ریزم گناهم رابریزی
نظرات |



عمری گذشت اما به درد تو نخوردم
شرمنده ام آقا به درد تو نخوردم

تو فکر من بودی ولیکن من نبودم
اصلا به فکر نوکری کردن نبودم 

من دور بودم تو مرا نزدیک کردی
راه مرا از کربلا نزدیک کردی 

گفتی اگر تو بی پناهی من حسینم
حتی اگر غرق گناهی من حسینم 

گفتی بیا پاک از گناهت میکنم من
تو رو به چاهی رو به راهت میکنم من 

گفتی بیا مثل تو خیلی خار دارم
حتی برای مثل تو هم کار داردم 

آواره ام آواره را آواره تر کن
بیچاره ام بیچاره را بیچاره تر کن 

آوارگی در این حسینیه می ارزد
بیچارگی در این حسینیه می ارزد 

هر شب اسیرم میکنی پای بساطت
داری تو پیرم میکنی پای بساطت 

من چای میریزم گناهم را بریزی
یکجا تمام اشتباهم را بریزی 

شأن نزولت میکند آخر بلندم
سر را تو دادی جای آن من سربلندم 

وقتی گذر کردند خیلی ها از اینجا
رفتند تا معراج تا بالا از اینجا 

اینجا گرفته از خدا عیسی دمش را
اینجا خدا بخشیده آخر آدمش را 

من خام بودم غصه و غم پخته ام کرد
این پخت و پزهای محرم پخته ام کرد 

می بینم اینجا پنج تا نور مقدس
این آشپزخانه است یا طور مقدس ؟ 

اینجا همان جایی است که مولا می آی
دزینب می آید بیشتر زهرا می آید 

پخت و پز آقای بی سر را به من داد
در کارهایش کار مادر را به من داد

من عالمی دارم در اینجا با رقیه
هر وقت دستم سوخت گفتم یا رقیه 

منت ندارم بر سرت تو لطف کردی
حالا که هستم نوکرت تو لطف کردی 

یک شب غذای خواهرت را بار کردم
یک شب غذای دخترت را بار کردم 

باید که دست از هرچه غیر از کربلا شست
دیگ تو را شستم خدا روح مرا شست 

خدمت ، به این بی رنگ و بو هم رنگ و بو داد
این کفش ها را جفت کردن آبرو داد 

در هرکجا که نام پیراهن می آید
زهرا می آید پیش ما حتما می آید

من دست بر سینه دم در می نشینم
در مجلس فرزند مادر می نشینم 

من می نشینم کار و بارم پا بگیرد
شاید به من هم چادر زهرا بگیرد

آن چادری که عصمت کبری در آن است
فردای محشر منجی پیغمبران است 

خدمت تجلى ارادت هاى شیعه ست
بالاترین نوع عبادت هاى شیعه ست 

ما به ولایت میرسیم از این مودت
ما به مودت میرسیم از راه خدمت 

خدمت درِ این خانه تنها فرصت ماست
گفتند: اینجا پنج روزى نوبت ماست 

این پارچه مشکى -فداى روى ماهش
-دارد سفیدم می کند رنگ سیاهش 

از سوخته دل ها نگیر آقا غمت را
یک وقت از دستم نگیرى پرچمت را

بگذار یک گوشه به پاى تو بمیرم
کنج حسینیه براى تو بمیرم

من که به غیر از لطف تو یارى ندارم
من که به غیر از کار تو کارى ندارم 

آنقدر بین دسته هایت ایستادم
نذر علی اصغر تو آب دادم 

ای کاش بین این ایستادن ها بمیرم
آخر میان آب دادن ها بمیرم 

خوب است نوکر آخرش بی سر بمیرد
خوب است بین نوکری ، نوکر بمیرد 

خوب است ما هم گوشه ای عطشان بیفتیم
در زیر پای این و آن عریان بیفتیم 

علی اکبر لطیفیان


مرتبط با : مباحث گوناگون
برچسب ها : چای-روضه-گناه-محرم-عزاداری-امام-حسین-
نویسنده : .:: Ahd ::.
تاریخ : پنجشنبه 23 مهر 1394
زمان : 05:49 بعد از ظهر
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
:: زیارتش بهانه نمی خواهد...
:: چنان رفتی که حتی سایه‌ات از رفتنت جا ماند!
:: اشکی که اموات هم از آن بهره می برند!
:: از اشک عرفه تا ذبح قربان
:: دحو الارض در فرهنگ دینی
:: قوی ترین ترمز های دنیا در جاده زندگی
:: آزادگان اسوه‌های استقامت
:: حرمت و حیثیت زن، حق الله است
:: تهجد در سیره رضوی
:: اهتمام به جایگاه عمل در سیره رضوی
:: معجزات امام رضا برای هدایت مردم
:: آثار و بركات ماه مبارك رمضان در كلام مقام معظم رهبری(مدظله العالی)
:: دانلود آهنگ جدید حامد زمانی و عبدالرضا هلالی بنام بی بی بی حرم ویژه ایام فاطمیه...
:: پیامک می‌زد "دعا کن شهید شوم"
:: هر ایرانی یک درخت
:: نسل من ، نسل تو!
:: به مناسبت ایام فاطمیه مداحی حاج حسین سیب سرخی/ باورم نیست...
:: کتاب «خطبه حضرت زهرا (س)» با ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی منتشر شد
:: موعودباوری، مبنای الهی انقلاب اسلامی ایران
:: ثمره یاد خوبان


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ

Online User

ابزار وبلاگ